كودك من

يك پست با تاخير ولي پر از تبريك...

سلام نفسم ، پسرم اول از همه  2/5 سالگيت يا به عبارتي 30 ماهگيت رو تبريك ميگم نفسم ان شاا... 1000ساله  شي پسرم و هميشه سالم و تندرست  باشي گلم تو اين مدت كه به وبلاگت سر نزدم عيد نوروز آمد  و تو اين يك ماه گذشته روز تولد حضرت فاطمه (س) و روز مادر و ديروز هم تولد حضرت علي (ع) و روز پدر بود كه تمامي اين روزهاي  گذشته رو تبريك ميگم و ديگه اگه خدا بخواد   قراره يه  نفر ديگه به خانوادمون اضافه شه ، خدا رو به خاطر لطفش شكر ميكنم   و از خداوند ميخوام توانايي بيش از پيش به من عطا كنه تا بتونم از پس مسئوليتام به نحو شايسته بر بيام. دلم ميخواست زودتر از اينا وبل...
13 ارديبهشت 1394

26 ماهگي

پسر عزيزم نسبت به 2 سالگي پيشرفتهايي كردي.الان ديگه رنگها رو بلدي به خوبي در جملاتت از اونا استفاده ميكني.مثلا ميگي : مامان اون لباس قرمز مال كيه؟ يا مامان كفش بابايي سياهه؟ يا مامان اون ليوان سبز رو بده من؟قربون حرف زدنت برم كه ماشاا... بزرگتر از سنت صحبت ميكني.. ديروز خونه همكار بابايي بوديم ؛محمد طاها كه يه سال ازت كوچيكتره دست به كيف من ميزد ديدم داري بهش با يه لحن بزرگانه و مهربون ميگي: دست نزن كيف مامانه منه خراب ميشه مامان دعوا ميكنه...باورم نميشه بزرگ شدنت رو، عزيز مادر قدر اين لحظه ها رو ميدونم و ميدونم هيچوقت اين روزها بر نخواهد گشت. وقتي ميپري بغلم و ميگي دووست دارم ماماني ، دلم ميخواد اون لحظه متوقف شه و من  ...
10 دی 1393

براي 2 سالگي

پسر عزيزتر از جانم هنوز باورم نميشود 2سال از بهترين سالهاي عمرم را كه لحظه لحظه اش برايم خاطره انگيز است ،در كنارت سپري كرده ام... چقدر  لحظه اي  كه فهميدم خدا وند مهربان تو را به ما هديه داد و لحظه هاي شيريني كه در وجودم رشد كردي ، لحظه اي كه متولد شدي ، لحظه اي كه اولين بار گرماي وجودت را حس كردم، لحظه هايي كه در آغوشت كشيدم ، لحظه لحظه ها چقدر زيبا و فراموش نشدنيست... كودك زيباي من، لطف خدا را در بزرگ شدنت حس مي كنم آنجا كه ديدم از كودكي كوچك و نيازمند كه قادر به غلط زدن و نشستن و راه رفتن نيست و تكلم نميداند اينچنين گوهر نابي را كه ميدود و ميخدد و بيان ميكند خلق كرد تا فراموش نكنيم لطفش را و سپاس گوييم عناي...
1 آذر 1393

تولدت مبااااااااااااااااارك عزيزم

لبخند بالي است براي پريدن به سمت خداوند ،پس هميشه بخند اي گل زيباي مادر ، چرا كه وقتي  تو مي خندي زيبا ميشود دنيا و هر آنچه شادي است مي بلعد غمهايم را زيباي زندگيم،اميرم،عشقم،علي ام ، ميفشارمت در آغوشم و مي سپارمت  به بيكران هستي به خداوند منان و بخشنده، به او كه لطفش بيشمار است و عطايش صد هزار...  عزيزتر از جانم ، دومين بهار زندگيت لبريز از شاد باش تا به ابد         ...
10 آبان 1393

اولين سفر زيارتي

سلام عسلكم شما براي اولين بار در مورخ1393/7/13 ساعت 18 ( 6 عصر) وارد حرم امام رضا (ع) شدين.اينم عكس شما درب ورودي حرم مطهردر همين لحظه، البته با گوشيم گرفتم كيفيتش خوب نيست. من نيت كرده بودم حتما ببرمت مشهد حرم امام رضا(ع) و دلم ميخواست تو 6 ماه  كه  مرخصيم بريم ولي قسمت نشد ولي خوشحالم بالا خره رفتيم و امام رضا ما رو طلبيد.ما 3 نفري  رفتيم مشهد و 13 مهر امسال مصادف با  عيد قربان بود با اينكه كلا هوا گرم بود.ولي اين چند روز حسابي سرد شد طوري كه برات كاپشن و كلاه و شالگردن خريديم.من واسه احتياط يه ژاكت برات برداشته بودم ولي فكر نميكردم اينقدر سرد بشه هوا البته اين عكس مال 13 مهركه وارد مشهد شديم از فرداش ...
18 مهر 1393

به بهانه 23 ماهگي

واژه عشق با تو معنا ميشود.واژه دوست داشتن؛واژه از جان گذشتن و شايد هم همه اينها در واژه مادر.  چه زيباست نگاه معصومت به من عصيان .انتهاي نگاهت به قلب من گره ميخورد آنجا كه بي آنكه چيزي بخواهي مادر خطابم ميكني و چون نگاهمان در هم مياميزد دوباره بي هدف مادر ميخوانيم. و چه زيباتر لحظه هاي بوسيدن و در آغوش گرفتنت... عزيزترينم ،ميسپارمت به خداوندي كه تو را چون مرواريدي در صدف در وجودم قرار داد تا از عشق آكنده شوم و چونان پرورشت داد تا لبريز شوم از شوق بزرگ شدنت. در اين بازوان كوچكت ،تني تنومند و بازويي قوي براي فردايت ميبينم و در آن نگاه معصومت ، مردي مهربان و بخشنده ...مرد كوچك من ماه از ورود قدوم مباركت به زن...
10 مهر 1393

22 ماهگي

پسر گلم                 بيست و دومين ماه تولدت مبارك...   عزيز تر از جانم، پسرم نسبت به ماه قبل پيشرفتهاي شما چه در صحبت كردن و چه در درك مفهومي كلمات و جملات و اطراف بيشتر شده.الان علاوه و شعر هاي قبل شعر جوجه جوجه طلايي و ميوه نخور نشسته و سوره توحيد(قل هو ا.. احد) رو به تنهايي ميخوني،البته شايد همه سوره رو بي عيب و نقص و واضح نخوني ولي براي همه قابل فهمه كه چي مي خوني،قربون پسر شيرين زبونم برم   در ضمن ديروز  و ديشب واسه شير ديگه اصلا اذيتم نكردي  و كاملا كنار اومدي با از شير گرفتنت .ممنونم پسرم،خيلي دوست دارم ...
10 شهريور 1393
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به كودك من می باشد