كودك من

خاطرات سید امیران

پایان هفته و روستا

1397/5/15 16:17
54 بازدید
اشتراک گذاری
سلام عشقاي مامان 
الان كه تابستونه ،معمولا آخر هفته ها ميريم روستا و شما دو تا تا ميتونين خاك بازي و ورجه وورجه ميكنين.خلاصه اينكه ديگه فضا آزاده برات جيغ و داد زدن و فضولي...خخخخ
البته كه اونجا هم گاهي لجبازي ميكنين مثل تو خونه ولي خوب ديگه چيكار ميشه كرد....بايد منتظر بود تا كمي بزرگتر بشين و با هم كنار بياين ...الان كه سر هر اسباب بازي و خوردني و ...هر چي كه فكرشو بكنين با هم لجبازي ميكنين...دوستون دارم جوجه هاي فضول مامانمحبتبوس
 
پسندها (3)
نظرات (3) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف
💟مامان و بابای حسین💟💟مامان و بابای حسین💟
15 مرداد 97 17:13
یادش بخیر
چقدر باصفاست گل
مامانی گیتا جون و برديا جونمامانی گیتا جون و برديا جون
17 مرداد 97 10:22
به به برنج اتیشی عطر و بوش مست کننده هست
ان شاا.. که خوش گذشته
مامان سيد امير علي و سيد امير حسين
پاسخ
ممنون از شما.آره واقعا برنج آتيشي يه چيز ديگست
عمه فروغعمه فروغ
26 مرداد 97 14:37
چه عالیآرام...همیشه به شادیگل
1

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به كودك من می باشد