واکسن 18 ماهگی
پسرم 18ماه از متولد شدنت گذشت .باورم نمیشه .گذشت زمان خیلی سریعتر از اونیه که فکر میکنیم. 3شنبه مرخصی گرفتم وبا بابایی بردیمت بهداشت.تو خوشحال بودی از اینکه این موقع صبح من و بابایی محبتمون گل کرده و اومدیم ببریمت بیرون. ولی چه بیرونی؟؟ بابایی تورو بغل کرد و خانم بهداشت واکسن اول رو زد تو دست راستت.بعد بابایی پاهات رو گرفت و من دستاتو و واکسن بعدی توی پای چپ.بعد هم قطره فلج اطفال.قربون پسر صبورم برم همون لحظه گریه کردی و زود ساکت شدی، حواست رو به عکس های بچه که روی دیوار بود پرت کردیم. وتو آروم شدی.وزنت که نسبت به پانزده ماهگیت کم شده بود .البته دلیل اصلیش به خاطر 2دور سرماخوردگی و اسهال استفراغی بود ک...











