عشق من  سید امیر علیعشق من سید امیر علی، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 20 روز سن داره
عشق من سید امیر حسینعشق من سید امیر حسین، تا این لحظه: 10 سال و 11 ماه و 29 روز سن داره

كودك من

26 ماهگي

پسر عزيزم نسبت به 2 سالگي پيشرفتهايي كردي.الان ديگه رنگها رو بلدي به خوبي در جملاتت از اونا استفاده ميكني.مثلا ميگي : مامان اون لباس قرمز مال كيه؟ يا مامان كفش بابايي سياهه؟ يا مامان اون ليوان سبز رو بده من؟قربون حرف زدنت برم كه ماشاا... بزرگتر از سنت صحبت ميكني.. ديروز خونه همكار بابايي بوديم ؛محمد طاها كه يه سال ازت كوچيكتره دست به كيف من ميزد ديدم داري بهش با يه لحن بزرگانه و مهربون ميگي: دست نزن كيف مامانه منه خراب ميشه مامان دعوا ميكنه...باورم نميشه بزرگ شدنت رو، عزيز مادر قدر اين لحظه ها رو ميدونم و ميدونم هيچوقت اين روزها بر نخواهد گشت. وقتي ميپري بغلم و ميگي دووست دارم ماماني ، دلم ميخواد اون لحظه متوقف شه و من  ...
10 دی 1393

براي 2 سالگي

پسر عزيزتر از جانم هنوز باورم نميشود 2سال از بهترين سالهاي عمرم را كه لحظه لحظه اش برايم خاطره انگيز است ،در كنارت سپري كرده ام... چقدر  لحظه اي  كه فهميدم خدا وند مهربان تو را به ما هديه داد و لحظه هاي شيريني كه در وجودم رشد كردي ، لحظه اي كه متولد شدي ، لحظه اي كه اولين بار گرماي وجودت را حس كردم، لحظه هايي كه در آغوشت كشيدم ، لحظه لحظه ها چقدر زيبا و فراموش نشدنيست... كودك زيباي من، لطف خدا را در بزرگ شدنت حس مي كنم آنجا كه ديدم از كودكي كوچك و نيازمند كه قادر به غلط زدن و نشستن و راه رفتن نيست و تكلم نميداند اينچنين گوهر نابي را كه ميدود و ميخدد و بيان ميكند خلق كرد تا فراموش نكنيم لطفش را و سپاس گوييم عناي...
1 آذر 1393

تولدت مبااااااااااااااااارك عزيزم

لبخند بالي است براي پريدن به سمت خداوند ،پس هميشه بخند اي گل زيباي مادر ، چرا كه وقتي  تو مي خندي زيبا ميشود دنيا و هر آنچه شادي است مي بلعد غمهايم را زيباي زندگيم،اميرم،عشقم،علي ام ، ميفشارمت در آغوشم و مي سپارمت  به بيكران هستي به خداوند منان و بخشنده، به او كه لطفش بيشمار است و عطايش صد هزار...  عزيزتر از جانم ، دومين بهار زندگيت لبريز از شاد باش تا به ابد         ...
10 آبان 1393
1277 24 19 ادامه مطلب

اولين سفر زيارتي

سلام عسلكم شما براي اولين بار در مورخ1393/7/13 ساعت 18 ( 6 عصر) وارد حرم امام رضا (ع) شدين.اينم عكس شما درب ورودي حرم مطهردر همين لحظه، البته با گوشيم گرفتم كيفيتش خوب نيست. من نيت كرده بودم حتما ببرمت مشهد حرم امام رضا(ع) و دلم ميخواست تو 6 ماه  كه  مرخصيم بريم ولي قسمت نشد ولي خوشحالم بالا خره رفتيم و امام رضا ما رو طلبيد.ما 3 نفري  رفتيم مشهد و 13 مهر امسال مصادف با  عيد قربان بود با اينكه كلا هوا گرم بود.ولي اين چند روز حسابي سرد شد طوري كه برات كاپشن و كلاه و شالگردن خريديم.من واسه احتياط يه ژاكت برات برداشته بودم ولي فكر نميكردم اينقدر سرد بشه هوا البته اين عكس مال 13 مهركه وارد مشهد شديم از فرداش ...
18 مهر 1393
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به كودك من می باشد